یادداشت سردبیر

شروط رهبری یا مقاله ظریف؟ تفاهم ایران و آمریکا به کدام روایت نزدیک‌تر است؟

آیا تیم مذاکره‌کننده در مذاکرات اخیر، شروط ده‌گانه اعلامی ایران را روی میز گذاشت یا نسخه‌ای از پیشنهادهای محمدجواد ظریف را؟ مقایسه بند به بند متن تفاهم ایران و آمریکا با مقاله مشهور ظریف در فارن افرز، نتایج قابل تأملی را آشکار می‌کند؛ نتایجی که می‌تواند یکی از مهم‌ترین مناقشات سیاسی روزهای اخیر را شکل دهد.

به گزارش پایگاه خبری اقتدار ملارد، انتشار متن تفاهم ایران و آمریکا، بحث‌های فراوانی را در فضای سیاسی کشور به دنبال داشته است. یکی از مهم‌ترین محورهای این بحث‌ها، مقایسه مفاد این تفاهم با دو چارچوب متفاوت است؛ از یک سو شروط ده‌گانه مطرح‌شده از سوی جمهوری اسلامی ایران برای مذاکرات و از سوی دیگر دیدگاه‌ها و پیشنهادهای مطرح‌شده از سوی محمدجواد ظریف در مقاله منتشرشده در نشریه فارن افرز.

منتقدان این تفاهم معتقدند بررسی دقیق بندهای آن نشان می‌دهد بخش قابل توجهی از مفاد توافق، شباهت قابل توجهی با پیشنهادهای مطرح‌شده در مقاله ظریف دارد و کمتر می‌توان ردپای شروط ده‌گانه اعلامی ایران را به صورت کامل در آن مشاهده کرد.

تطابق بندهای تفاهم با پیشنهادهای ظریف

در مقاله فارن افرز، ظریف بر چند محور اصلی تأکید کرده بود؛ از جمله:

  • پایان درگیری‌ها و حرکت به سمت توافق عدم تجاوز
  • احترام متقابل به حاکمیت کشورها
  • تضمین آزادی کشتیرانی در منطقه و تنگه هرمز
  • همکاری امنیتی منطقه‌ای
  • لغو تحریم‌ها و پایان قطعنامه‌های بین‌المللی
  • سرمایه‌گذاری و بازسازی اقتصادی ایران
  • تعیین تکلیف ذخایر اورانیوم غنی‌شده از طریق رقیق‌سازی

بررسی متن تفاهم نشان می‌دهد بخش مهمی از این موارد در قالب بندهای مختلف توافق تکرار شده است. از پایان جنگ و عدم تجاوز گرفته تا لغو تحریم‌ها، تأمین منابع مالی برای بازسازی اقتصاد ایران، حل‌وفصل وضعیت مواد غنی‌شده و گفتگو درباره ترتیبات آینده تنگه هرمز.

بر اساس این مقایسه، منتقدان معتقدند دست‌کم هشت بند از چهارده بند تفاهم دارای شباهت مستقیم با پیشنهادهای مطرح‌شده در مقاله ظریف است.

شروط ده‌گانه ایران چه بود؟

در مقابل، شروطی که از سوی حاکمیت برای مذاکرات مطرح شده بود، شامل موارد زیر عنوان می‌شود:

  1. تضمین عدم تجاوز
  2. کنترل ایران بر تنگه هرمز
  3. پذیرش غنی‌سازی
  4. رفع تمامی تحریم‌های اولیه
  5. رفع تمامی تحریم‌های ثانویه
  6. خاتمه همه قطعنامه‌های شورای امنیت
  7. خاتمه تمامی قطعنامه‌های شورای حکام
  8. پرداخت خسارت به ایران
  9. توقف جنگ در همه جبهه‌های مقاومت
  10. خروج نیروهای رزمی آمریکا از منطقه

بررسی مفاد تفاهم نشان می‌دهد برخی از این موارد به شکل مستقیم یا غیرمستقیم در متن آمده‌اند؛ از جمله بحث رفع تحریم‌ها، خاتمه قطعنامه‌ها، پرداخت منابع مالی برای بازسازی و تضمین عدم تجاوز.

اما در عین حال، برخی دیگر از موارد از جمله خروج نیروهای رزمی آمریکا از منطقه یا تصریح کامل به کنترل ایران بر تنگه هرمز به همان شکل مورد انتظار در متن تفاهم دیده نمی‌شود.

کدام چارچوب بر مذاکرات سایه انداخته است؟

مهم‌ترین پرسشی که پس از انتشار متن تفاهم مطرح شده این است که تیم مذاکره‌کننده در عمل کدام نقشه راه را دنبال کرده است؟

منتقدان دولت معتقدند شباهت گسترده مفاد تفاهم با مقاله فارن افرز نشان می‌دهد چارچوب فکری نزدیک به دیدگاه‌های محمدجواد ظریف در طراحی این توافق نقش پررنگ‌تری داشته است. از نگاه این گروه، بسیاری از داده و ستانده‌های اصلی توافق، پیش‌تر در آن مقاله مطرح شده بود و اکنون در متن تفاهم نیز قابل مشاهده است.

در مقابل، حامیان توافق معتقدند شباهت برخی بندها لزوماً به معنای الگوگیری مستقیم از مقاله ظریف نیست و هر توافقی میان ایران و آمریکا ناگزیر باید به موضوعاتی مانند رفع تحریم‌ها، امنیت منطقه‌ای، مسئله هسته‌ای و آزادی تجارت بپردازد.

جمع‌بندی

فارغ از داوری سیاسی درباره این تفاهم، مقایسه متن منتشرشده با پیشنهادهای مطرح‌شده در مقاله ظریف و همچنین شروط اعلامی ایران، نشان می‌دهد بخش مهمی از مفاد توافق با دیدگاه‌های ارائه‌شده در فارن افرز هم‌پوشانی دارد. همین مسئله باعث شده برخی تحلیلگران از این توافق به عنوان «بازتولید نسخه‌ای از چارچوب پیشنهادی ظریف» یاد کنند.

پاسخ نهایی به این پرسش که تفاهم ایران و آمریکا بیشتر به شروط اعلامی ایران نزدیک است یا به پیشنهادهای مطرح‌شده در مقاله ظریف، احتمالاً در ادامه روند مذاکرات و متن توافق نهایی روشن‌تر خواهد شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا