احتماعی

کاسپین به صداوسیما بازگشت

نمایش نام «کاسپین» به‌جای «خزر» در نقشه هواشناسی صداوسیما، بار دیگر بحث درباره نام اصلی و پیشینه تاریخی دریای شمال ایران را مطرح کرده است؛ موضوعی که احمد کاظمی، استاد حقوق بین‌الملل به بررسی ابعاد تاریخی آن پرداخته است.

به گزارش پایگاه خبری اقتدار ملارد؛ در روزهای اخیر، نام «کاسپین» به‌جای «خزر» در نقشه هواشناسی صداوسیما برای پهنه آبی شمال کشور به نمایش درآمد؛ تغییری که در فضای مجازی واکنش‌هایی را برانگیخت و بحث درباره نام تاریخی این دریا و نحوه استفاده از عنوان‌های مختلف برای آن را بار دیگر به موضوع گفت‌وگوی کاربران تبدیل کرد.

در همین راستا، احمد کاظمی، استاد حقوق بین‌الملل، در گفت‌وگو با خبرنگار سیاسی فارس به بررسی پیشینه تاریخی نام‌های این پهنه آبی و ابعاد تاریخی و حقوقی کاربرد عنوان‌های مختلف برای آن پرداخت.

این استاد حقوق بین‌الملل با اشاره به پیشینه تاریخی نام‌های دریای شمال ایران اظهار کرد: دریای گرگان یا دریای ورکانه، قدیمی‌ترین نام ثبت‌شده برای دریای شمال ایران و نام آن در عهد هخامنشیان و اشکانیان است. در نقشه‌های تاریخی ایران از عنوان‌های دریای گرگان، طبرستان، دیلم، هیرکانیا، گیلان، مازندران و کاسپین استفاده شده و در نقشه‌ها و مکاتبات بین‌المللی نیز عنوان کاسپین برای این دریا به کار رفته است.

وی با اشاره به ریشه‌شناسی واژه کاسپین افزود: در فرهنگ‌نامه‌ها، با وجود تفاوت دیدگاه‌ها درباره وجه تسمیه این واژه، بر اساس بررسی‌های مطرح‌شده، ریشه ایرانی آن مورد تأکید قرار گرفته است و کاسپی‌ها از قدیمی‌ترین ایرانیان ساکن در شمال فلات ایران‌زمین دانسته می‌شوند. مهم‌تر اینکه واژه خزر در آثار ادبی ایران و دیوان شاعران بزرگ ایرانی، به‌کرات برای اشاره به قوم خزر یا ولایت خزر به کار رفته است، نه برای اطلاق به دریای شمال ایران.

کاظمی با انتقاد از کاربرد نام خزر برای این پهنه آبی تصریح کرد: اطلاق عنوان غیرایرانی خزر را می‌توان یکی از تلخ‌ترین تجربه‌های تاریخی ایران در کوتاهی زیان‌بار از صیانت از اسامی تاریخی و حقوق مالکانه مبتنی بر آنها دانست؛ چراکه به اعتقاد من، مبنای علمی، تاریخی، فرهنگی و تمدنی روشنی برای اطلاق واژه غیرایرانی خزر بر دریای ایرانی کاسپی یا کاسپین وجود ندارد.

این استاد حقوق بین‌الملل با استناد به مدخل واژه خزر در فرهنگ دهخدا گفت: در فرهنگ دهخدا درباره وجه تسمیه این واژه آمده است: «خزر محالی است در ترکستان که دشت قپچاق نیز گویند. (از ناظم الاطباء) (از فرهنگ جهانگیری) (از غیاث اللغات). یاقوت حموی در تعریف این نام چنین شرح می‌دهد: خزر نام بلاد ترک است و در پشت باب الابواب معروف به دربند و نزدیک به سد ذی‌القرنین قرار دارد. احمد بن فضلان در رساله خود مشاهدات خود از بلاد خزر نوشته است: خزر اقلیمی است از قصبه‌ای بنام اتل و اتل نام نهری است که از روس و بلغار به خزر جریان دارد و نیز اتل نام شهری است و خزر نام مملکتی. صاحب انجمن آرای ناصری می‌گوید دریای مازندران را نیز به‌واسطه نزدیکی به آن ولایت، بحر خزر گویند.»

وی با اشاره به این مدخل و دیگر مستندات تاریخی درباره واژه خزر اظهار کرد: بر اساس این مستندات، سه نکته درباره وجه تسمیه این واژه قابل طرح است. نخست اینکه خزر به‌عنوان نام منطقه، به منطقه‌ای ترک‌نشین در دشت قبچاق در شمال دریای کاسپین اشاره دارد. در اینجا منظور ترک‌های اوغوزی آسیای صغیر است که به اعتقاد من، ارتباطی با آذری‌های پرافتخار ایران ندارند.

کاظمی در تشریح نکته دوم افزود: خزر به‌عنوان نام یک قوم نیز در منابع تاریخی مطرح است. درباره خزرها در برخی منابع، ویژگی‌هایی همچون بدویت، خشونت و توسعه‌طلبی ارضی ذکر شده است؛ به‌گونه‌ای که بر اساس روایت مورد استناد، در دوره ساسانیان دیوار دربند برای مهار آنها ساخته شد.

این استاد حقوق بین‌الملل با اشاره به نکته سوم گفت: از دیدگاه تاریخی مطرح‌شده، خزران به‌تنهایی یا در اتحاد با رومی‌ها و سپس اسلاوها، در مواردی به‌عنوان مانعی در برابر حضور ایران در قفقاز شمالی عمل می‌کردند.

عدم ارتباط خزران با دریای کاسپین

کاظمی با تأکید بر آنچه نبود ارتباط مستقیم خزران با دریای کاسپین می‌داند، اظهار کرد: خزران اساساً دریانورد نبوده‌اند و ارتباطی هم با دریای کاسپین نداشته‌اند. چنان‌که پروفسور عنایت‌الله رضا در کتاب «نام دریای شمال ایران» نیز تأکید می‌کند، فاصله قوم خزر تا این دریا بسیار زیاد بوده است. مرکز اصلی دولت خزر، شهر آتل، در آن سوی کوه‌های قفقاز قرار داشت و قلمرو آنها به سمت دریای سیاه امتداد می‌یافت؛ ازاین‌رو، فاصله قابل‌توجهی با دریای کاسپین داشتند.

وی ادامه داد: به اذعان منابع تاریخی مورد استناد، حتی خود خزرها نیز نام خود را بر این دریا نگذاشته بودند. به اعتقاد من، اطلاق نام خزر بر دریای کاسپین حاصل یک اشتباه تاریخی است که مسبب آن اعراب مسلمان بوده‌اند. پس از ورود اعراب مسلمان به ایران و تبدیل شدن قفقاز به صحنه درگیری خزران و مسلمانان، اعراب گمان می‌کردند حملات خزرها از طریق دریا و از مسیر رود کُر صورت می‌گیرد؛ بنابراین، این پهنه آبی را «بحر الخزر» نامیدند.

کاظمی افزود: در این موضوع، به باور من، تعمد اعراب برای باقی نماندن نام‌های ایرانی نیز بی‌تأثیر نبوده است. تا قرن چهارم هجری قمری، برابر با قرن دهم میلادی، نام خزر در منابع فارسی برای این دریا رایج نبود و نخستین بار در کتاب «حدود العالم» که در سال ۹۸۲ میلادی به زبان فارسی دری نوشته شده است، در کنار نام‌های دیگری مانند آبسکون و طبرستان ذکر شد.

این استاد حقوق بین‌الملل خاطرنشان کرد: در بررسی تاریخی، کاربرد کهن واژه خزر به قوم اشاره داشته و بعدها این واژه برای دریا رایج شده است. البته اعراب مدتی بعد این اشتباه را تصحیح کردند و اکنون به این دریا «بحرالقزوین» می‌گویند.

به گفته وی، واژه قزوین در زبان باستانی پهلوی با واژه‌هایی مانند «کاس»، «کژین» یا «کسبین» مرتبط دانسته شده است.وی با انتقاد از تداوم استفاده از نام خزر برای این دریا گفت: با وجود این پیشینه، جریان‌هایی که به آنها اشاره خواهم کرد، نمی‌خواهند ایرانیان نام غیرایرانی خزر را از پهنه آبی دریای کاسپین پاک کنند.

نقش و منافع صهیونیسم در اصرار بر نام غیرایرانی خزر

کاظمی با طرح دیدگاه خود درباره پیوند میان نام خزر و برخی روایت‌های تاریخی مورد استفاده جریان صهیونیسم اظهار کرد: به اعتقاد من، جریان صهیونیسم و آنچه مزدوران وابسته به آن می‌خوانم، از تداوم اشتباه تاریخی اطلاق نام خزر بر دریای کاسپی یا کاسپین منتفع می‌شوند؛ چراکه برخی از آنها قوم ترک یهودی خزر را نیای بنیان‌گذاران اسرائیل امروز می‌دانند

.وی با اشاره به کتاب «قبیله سیزدهم؛ امپراتوری خزر و میراث آن» اثر آرتور کستلر، نظریه‌پرداز یهودی انگلیسی‌ـ‌مجاری‌تبار، افزود: کستلر در این کتاب، با بررسی اسناد جغرافیایی، زبان‌شناختی و سفرنامه‌های قرون وسطی، این نظریه را مطرح می‌کند که خزرها همان اشکنازی‌های یهودی و بنیان‌گذاران صهیونیسم و اسرائیل هستند که پس از سقوط دولت خزر به اروپا مهاجرت کردند.

کاظمی ادامه داد: برخی محافل یهودی نیز خزران را بخشی از «یهودیان سرخ» و «ده قبیله گمشده یهودی» می‌خوانند و آنها را با روستای «قرمیزی قصبه‌سی» به معنای روستای یهودی سرخ، در شهر قوبای جمهوری آذربایجان، پیوند می‌دهند.

از منظر تحلیلی که من مطرح می‌کنم، واژه خزر در این روایت نمادی برای القای وجود امپراتوری یهودی در قفقاز و در خدمت مطامع اسرائیل است.این استاد حقوق بین‌الملل با اشاره به تحولات هویتی و سیاسی در جمهوری آذربایجان تصریح کرد: این رویکرد همچنین از منظر من به این پرسش پاسخ می‌دهد که چرا امروز، با آنچه خیانت دولت الهام علی‌اف در مسیر استحاله هویت آذربایجانی در چارچوب ایده پان‌ترانیسم می‌دانم، شاهد حضور و نفوذ صهیونیسم در بادکوبه و تحریف تاریخ منطقه به نفع آن هستیم.

استراتری مجریان صهیونی- ترکی برای صیانت از نام خزر

کاظمی با اشاره به آنچه تلاش برخی جریان‌ها برای حفظ عنوان خزر می‌خواند، اظهار کرد: به اعتقاد من، واژه خزر و قوم خزر ارتباطی با فرهنگ و تمدن ایران و اقوام ایرانی ندارند و این قوم بیشترین ظلم، کشتار و جنایت را در حق مسلمانان و ایرانیان، از جمله آذری‌های ایران، مرتکب شده است.

وی با طرح ادعای وجود شبکه‌ای وابسته به محور ساکسونی ـ صهیونیستی ـ ترکی افزود: این شبکه با نفوذ در برخی ساختارهای کشور، تاکنون مانع تغییر واژه خزر شده است و می‌داند که دیر یا زود، جریان خودجوش مردمی برای پاسداشت ایران قوی و مقابله با این نام شکل خواهد گرفت.این استاد حقوق بین‌الملل ادامه داد: راهبرد این جریان‌ها برای مقابله با چنین روندی، یکسان‌انگاری ترکان با آذری‌ها و برجسته‌کردن جنبه ترک‌بودن خزران است تا به‌زعم خود، مانعی در برابر تغییر نام خزر ایجاد کنند.

کاظمی با اشاره به دیدگاه‌های برندا شافر درباره هویت آذربایجانی‌ها تصریح کرد: شافر که به اعتقاد من بازتاب‌دهنده مواضع ترویجی موساد و مرتبط با شرکت نفت دولتی سوکار جمهوری آذربایجان است، در تحلیلی در وب‌سایت RealClearEnergy بر استفاده از عنوان ترک به‌جای آذری برای آذربایجانی‌ها تأکید کرده است.

وی با تأکید بر تمایز هویتی مورد نظر خود میان آذری‌ها و ترکان اظهار کرد: آذری‌ها، که من نیز با افتخار خود را جزئی از آنان می‌دانم، از منظر تاریخی، هویتی، مذهبی، فرهنگی و تمدنی، ریشه در ایران دارند. به باور من، آذری‌ها به‌عنوان ساکنان بومی ایران، در طول هزاران سال از سرزمین و هویت دینی و فرهنگی ایران پاسداری کرده‌اند و در این مسیر بارها از سوی ترکان مهاجر منطقه مورد تعرض قرار گرفته‌اند.

این استاد حقوق بین‌الملل با اشاره به نمونه‌های تاریخی مورد استناد خود افزود: جنگ چالدران، اشغال چندباره تبریز و گزارش‌های مربوط به کشتار و تجاوز در جریان لشکرکشی‌های عثمانی، از جمله نمونه‌هایی است که برای توضیح این دیدگاه مطرح می‌کنم. در این زمینه، به روایت‌هایی از مورخان عثمانی همچون سلانیکی افندی و ابراهیم پچوی افندی نیز استناد می‌شود.

کاظمی با انتقاد از یکسان‌انگاری هویت آذری و ترک خاطرنشان کرد: یکسان‌دانستن آذری‌های ایران با ترکان منطقه به‌دلیل برخی شباهت‌های زبانی، از نظر من ظلمی هویتی در حق آذری‌های ایران است. به اعتقاد من، برخی جریان‌ها با هدف ترکیزه و تورانیزه‌کردن هویت آذربایجانی، در راستای منافع محور ساکسونی ـ صهیونیستی ـ ترکی عمل می‌کنند.

وی با اشاره به نقش پژوهشگران آذربایجانی در مطالعات مربوط به نام دریای کاسپین گفت: آذری‌های ایران در پاسداری از نام تاریخی این دریا نیز نقش پیشتازی خواهند داشت؛ چنان‌که به اعتقاد من، بخش مهمی از آثار علمی درباره نام‌های ایرانی دریای کاسپین را چهره‌های علمی برخاسته از آذربایجان ایران نوشته‌اند.

ضرورت لغو بخشنامه ۱۳۸۱ درخصوص اجباری شدن نام غیرایرانی خزر

کاظمی با اشاره به ماجرای دیدار رؤسای‌جمهور وقت ایران و جمهوری آذربایجان در سال ۱۳۸۱ اظهار کرد: در جریان کنفرانس مطبوعاتی حیدرعلی‌اف، رئیس‌جمهور وقت جمهوری آذربایجان، و سیدمحمد خاتمی، رئیس‌جمهور وقت ایران، در کاخ سعدآباد، خاتمی از عنوان دریای مازندران استفاده کرد که با واکنش حیدرعلی‌اف و قطع سخنان وی مواجه شد.

حیدرعلی‌اف با رد عنوان دریای مازندران، بر استفاده از نام دریای خزر تأکید کرد.وی افزود: به اعتقاد من، واژه خزر با ویژگی‌های قومی و تاریخی مورد تأکید برخی جریان‌های ترکی و یهودی، در جمهوری آذربایجان نیز کاربرد گسترده‌ای دارد؛ به‌طوری‌که یکی از شبکه‌های تلویزیونی این کشور که به گفته من سیاست‌های ترکیه را ترویج می‌کند، خزر نام‌گذاری شده است.این استاد حقوق بین‌الملل ادامه داد: اندکی پس از آن رویداد، بخشنامه‌ای از سوی معاون اول وقت رئیس‌جمهور به دستگاه‌های اجرایی ابلاغ شد که بر اساس آن، نهادها به استفاده از عنوان دریای خزر به‌جای دیگر نام‌های این پهنه آبی ملزم شدند.

کاظمی با طرح پرسش‌هایی درباره مبنای این تصمیم گفت: امروز این پرسش برای افکار عمومی مطرح است که بخشنامه ۳۰ دی ۱۳۸۱، با امضای معاون اول وقت رئیس‌جمهور، بر چه مبنایی استفاده از واژه خزر را در داخل کشور الزامی کرده است؟ همچنین باید روشن شود بر چه اساسی، مصوبه سال ۱۳۷۵ هیئت وزیران درباره استفاده از عنوان دریای مازندران برای پهنه آبی شمال کشور کنار گذاشته شده است.وی با اشاره به کاربرد بین‌المللی نام کاسپین تصریح کرد: درحالی‌که در بسیاری از منابع و اسناد بین‌المللی از عنوان کاسپین استفاده می‌شود، به اعتقاد من، بازگشت به یکی از نام‌های معتبر ایرانی این دریا، از جمله دریای کاسپین، ضرورتی تاریخی و هویتی دارد.

مسئولیت فرهنگستان زبان فارسی و رسانه ملی در صیانت از نام‌های ایرانی

کاظمی با اشاره به آنچه تلاش دشمنان برای تضعیف مؤلفه‌های فرهنگی و هویتی ایران می‌خواند، اظهار کرد: به اعتقاد من، هم‌زمان با اعمال تروریسم و جنگ اقتصادی علیه کشور، برخی جریان‌ها می‌کوشند از درگیری دولتمردان با مسائل جاری، فرصتی برای ضربه‌زدن به مؤلفه‌های فرهنگی و هویتی ایران اسلامی ایجاد کنند؛ چراکه آثار ضربه‌های هویتی، به باور من، می‌تواند به‌مراتب فراتر از هجمه‌های اقتصادی باشد.

وی با تأکید بر ضرورت بازگرداندن یکی از نام‌های معتبر ایرانی به دریای شمال ایران افزود: بازگرداندن نام این دریا به یکی از عنوان‌های تاریخی ایرانی، مانند دریای کاسپین، اقدامی در جهت صیانت از میراث فرهنگی و هویتی کشور است. در این مسیر، فرهنگستان زبان و ادب فارسی و رسانه ملی که مسئولیت پاسداری از زبان فارسی و میراث فرهنگی ایران را بر عهده دارند، وظیفه‌ای مهم دارند.

این استاد حقوق بین‌الملل در پایان خاطرنشان کرد: اقدام ماندگار در حوزه صیانت از زبان فارسی صرفاً به خلق واژه‌های فارسی یا رصد رسانه‌ای محدود نمی‌شود؛ بلکه اصلاح ادبیات و فرهنگ عمومی جامعه و بازنگری در کاربرد واژه‌هایی که از نظر تاریخی و هویتی با ریشه‌های کشور ناسازگار دانسته می‌شوند نیز می‌تواند اقدامی ماندگار باشد.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا