مذاکرات عملیات فریب بود

حمله دوباره اسرائیل به ایران در میانه مذاکرات، بار دیگر این پرسش اساسی را پیش روی افکار عمومی قرار داده است: آیا اساساً اعتماد به روند مذاکره با طرفی که سابقه اقدام نظامی همزمان با گفتگو دارد، منطقی و راهبردی است؟
به گزارش پایگاه خبری اقتدار ملارد، وقتی در اوج گفتگوهای سیاسی و دیپلماتیک، صدای انفجار جایگزین صدای مذاکره میشود، معنای آن چیزی جز بیاعتنایی به اصول حداقلی دیپلماسی نیست. مذاکره زمانی معنا دارد که طرفین حداقل به چارچوبی از تعهد و خویشتنداری پایبند باشند. در غیر این صورت، مذاکره صرفاً به ابزاری برای خرید زمان، بازسازی توان و سپس ضربهزنی تبدیل میشود.
پس از جنگ ۱۲ روزه، انتظار میرفت یک بازنگری جدی در راهبرد سیاست خارجی صورت گیرد. تجربه نشان داده هرگاه در شرایطی که موازنه به نفع بازدارندگی بوده، به سرعت به میز مذاکره بازگشتهایم، پیام ضعف مخابره شده است؛ پیامی که دشمن را به تکرار رفتار پرهزینه خود تشویق میکند. مذاکره بعد از جنگ، بدون تثبیت دستاوردهای بازدارنده و بدون دریافت تضمینهای عملی، عملاً میتواند دستاوردهای میدانی را خنثی کند.
از منظر راهبردی، مذاکره باید نتیجه قدرت باشد، نه جایگزین آن. اگر طرف مقابل بداند که حتی پس از اقدام نظامی نیز هزینهای پایدار متحمل نخواهد شد و مسیر گفتگو همچنان باز میماند، چه انگیزهای برای تغییر رفتار خواهد داشت؟ تجربههای گذشته نشان میدهد که هرگاه پاسخ قاطع و مستمر داده شده، سطح تنش کاهش یافته است؛ اما هر زمان سیگنال انعطاف یکطرفه ارسال شده، چرخه تعرض تکرار شده است.
مسئله اصلی، مخالفت مطلق با مذاکره نیست؛ بلکه زمان، شرایط و توازن آن است. مذاکرهای که در سایه تهدید و حمله انجام شود، مذاکرهای برابر نیست. پذیرش گفتگو بلافاصله پس از جنگی که هزینههای انسانی و امنیتی به کشور تحمیل کرده، میتواند به معنای نادیدهگرفتن اصل بازدارندگی فعال باشد.
اکنون زمان آن است که یک جمعبندی واقعبینانه صورت گیرد:
- آیا طرف مقابل به تعهدات خود پایبند بوده است؟
- آیا سازوکار تضمین عملی وجود دارد؟
- آیا بازگشت سریع به میز مذاکره، پیام اقتدار ارسال میکند یا پیام نیاز؟
دیپلماسی بدون پشتوانه قدرت، به سرعت به امتیازدهی تبدیل میشود. اگر قرار است مذاکرهای صورت گیرد، باید پس از تثبیت بازدارندگی، تعریف خطوط قرمز روشن و دریافت ضمانتهای عینی باشد؛ در غیر این صورت، تکرار حملات در میانه گفتگوها، امری دور از انتظار نخواهد بود.
تجربه اخیر نشان داد که اعتماد یکجانبه، جایگزین راهبرد نمیشود. سیاست خارجی هوشمندانه، ترکیبی از قدرت میدانی، انسجام داخلی و دیپلماسی مشروط است — نه دیپلماسیِ بدون هزینه برای طرف متجاوز.



