جهان

معمای جنگ؛ تنگنایی که پیش روی ترامپ است

هیچ‌کس نمی‌داند رئیس‌جمهور آمریکا در ساعات و روزهای پیش‌رو چه تصمیمی برای رویکرد این کشور در ادامه جنگ با ایران خواهد گرفت؛ اما سوال این است که آیا خود او می‌داند؟

به گزارش پایگاه خبری اقتدار ملارد، بیش از یک‌ماه است که ایران و ایالات متحده و همچنین رژیم صهیونیستی وارد فضای آتش‌بس شده‌اند. بسیاری منتظر بودند که با پایان سفر رئیس‌جمهور آمریکا به چین، اتفاقی در صحنه میدانی رخ دهد. این اتفاق رخ نداد هرچند که احتمال رخداد آن هر لحظه وجود دارد. بی‌تردید، «پیت هگزث»، وزیر جنگ آمریکا، سرگردی که با عنایت به علاقه ویژه «دونالد ترامپ» به او اکنون بر ژنرال‌ها حکم می‌راند، طرح‌هایی را برای ادامه جنگ آماده کرده است اما شخص رئیس‌جمهور آمریکا مشخصا تا ساعت انتشار این گزارش به تصمیمی درباره ادامه جنگ نرسیده است. اینکه ترامپ هنوز به تصمیم نرسیده و نمی‌داند که جنگ را از سر بگیرد یا به سیاست فعلی محاصره دریایی به امید ضربات اقتصادی ادامه دهد، پرده از یک واقعیت برمی‌دارد. فاکتورهایی وجود دارند که از کنترل رئیس‌جمهور آمریکا خارج‌اند و او ابتدا باید به تصویری روشن درباره «کنترل نتایج جنگ» برسد. معمایی که ترامپ با آن مواجه است دست‌کم به سه موضوع برمی‌گردد: اول، هیچ تضمینی وجود ندارد که با شروع مجدد جنگ، ترامپ بتواند به یکی از اصلی‌ترین خواسته‌های آمریکا یعنی خروج 400 کیلو اورانیوم 60 درصد غنی شده از ایران برسد. نه موفقیت اقدام نظامی زمینی برای خارج کردن این مواد قابل تضمین است و نه رئیس‌جمهور آمریکا می‌تواند مطمئن باشد که در صورت ازسرگیری جنگ با ایران، به توافقی در این خصوص دست خواهد یافت؛

دوم، باز هم هیچ تضمینی در کار نیست که وقوع یک جنگ منجر به بازگشت تنگه هرمز به شرایط هشتم اسفند سال گذشته شمسی شود. همان‌طور که «پروژه آزادی» شکست خورد، بمباران بیشتر تاسیسات ایران هم نمی‌تواند به ترامپ وعده رفع شرایط کنونی را دهد؛ سوم، همان‌طور که در جریان 39 روز جنگ، شلیک‌های موشکی و پهپادی ایران متوقف نشد، با آغاز مجدد جنگ هم ایران توان آن را خواهد داشت که مواضعی را که می‌خواهد، هدف قرار دهد. اگر در صورت بروز جنگ، این بار تاسیسات اصلی تولید نفت و گاز در منطقه در پاسخ به حملات به زیرساخت‌های ایران هدف قرار گیرند، ممکن است شرایط برای ترامپ پیچیده‌تر شود. در توضیح بند سوم باید گفت قیمت بنزین در حال حاضر در آمریکا به‌طور متوسط حدود 4.5 دلار به ازای هر گالن (اندکی کمتر از 3.8 لیتر) است؛ اگر این قیمت به‌طور متوسط به حدود 6 دلار برسد، امکان آن وجود دارد که دولت ترامپ مجبور شود با بحران‌های اجتماعی دست و پنجه نرم کند. با هدف قرار گرفتن زیرساخت‌های نفتی در منطقه و صعود نفت به بالای 150 دلار در هر بشکه، امکان رخداد چنین سناریویی در آمریکا اصلا بعید نیست. در چنین شرایطی، علی‌رغم بازآرایی نقشه انتخاباتی با کمک دادگاه عالی آمریکا، باز هم ممکن است جمهوری‌خواهان در انتخابات میان‌دوره‌ای شکستی سخت را متحمل شوند و رئیس‌جمهور آمریکا در دو سال باقی‌مانده از دوره ریاست‌جمهوری خود با مشکلات بیشتری مواجه شود.

این شرایط زمانی پیچیده‌تر می‌شود که اصابت موشک‌های ایرانی به نیروگاه‌ها و تاسیسات آب‌شیرین‌کن در فلسطین اشغالی، اداره رژیم صهیونیستی را برای «بنیامین نتانیاهو» سخت کند. این ریسکی است که ترامپ باید به آن توجه داشته باشد، بالاخص آنکه زمان گذشته از آتش‌بس برای پر کردن دوباره ذخیره موشک‌های رهگیر توسط اسرائیل کافی نبوده است. با این اوصاف، اگرچه اقدام نظامی جدید آمریکا علیه ایران از منظر نظامی کاملا ممکن است و می‌تواند ضربات سنگینی هم به زیرساخت‌های ایران وارد کند، اما اتخاذ چنین تصمیمی برای دولت آمریکا کار آسانی نیست. این نوشتار نمی‌خواهد احتمال وقوع مجدد جنگ را پایین جلوه دهد، چنین احتمالی در هر لحظه از لحظات پیش‌رو وجود دارد، بالاخص با توجه به شخصیت ایدئولوژیک صهیونیست ترامپ که از پریشانی‌های روانی هم بی‌بهره نیست. با این وجود، ترامپ با تنگنایی مواجه است که تصمیم‌گیری را برای او مشکل کرده است. او نه اطمینانی از این دارد که ادامه سیاست‌ فعلی محاصره دریایی می‌تواند او را به خواسته‌های اعلام‌شده‌اش برساند و نه تضمینی می‌بیند که با شروع یک جنگ جدید به این خواسته‌ها برسد. بر این اساس، احتمالا این تنها افکار عمومی جهان نیست که درباره تصمیم آینده رئیس‌جمهور آمریکا دچار تردید است، خود او نیز قاعدتا با چنین تردیدهایی دست و پنجه نرم می‌کند.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا