ترامپ ابزار خدا؟ انجیلیها، اسرائیل و ایران در سناریوی آخرالزمان

دونالد ترامپ خود را یک مسیحی معمولی میداند، اما برای میلیونها مسیحی انجیلی در آمریکا، او نقشی فراتر از یک سیاستمدار دارد؛ ابزاری برای تحقق وعدههای کتاب مقدس، حمایت از اسرائیل و نزدیککردن جهان به سناریوی آخرالزمان.
به گزارش پایگاه خبری اقتدار ملارد، دونالد ترامپ خود را یک مسیحی ساده معرفی میکند، اما در نگاه حامیان انجیلیاش، او بازیگری کلیدی در نبرد آخرالزمانی میان خیر و شر است؛ نبردی که اسرائیل، ایران و حتی رهبری جمهوری اسلامی در آن جایگاهی نمادین و تعیینکننده دارند.
دونالد ترامپ از نظر شخصی، الهیات پیچیده یا دکترین منسجمی درباره آخرالزمان ارائه نکرده است. او مسیحی غیرفرقهای است و ایمانش بیش از آنکه مبتنی بر متون آخرالزمانی انجیل باشد، رنگ و بوی سیاسی و عملگرایانه دارد. اما مسئله اصلی، باورهای دینی اطراف ترامپ است، نه لزوماً باورهای شخص او.
انجیلیها؛ سیاست بهمثابه تحقق اراده خدا
مسیحیان انجیلی محافظهکار که ستون مذهبی ترامپیسم محسوب میشوند، سیاست را بخشی از سناریوی الهی تاریخ میدانند. در نگاه آنها، جهان به سمت نبرد نهایی خیر و شر پیش میرود و آمریکا مأمور حفظ جبهه «خیر» است. در این چارچوب، ترامپ—even با تمام تناقضهای اخلاقیاش—بهعنوان «ابزار الهی» پذیرفته میشود.
اسرائیل؛ محور سناریوی آخرالزمان
در الهیات انجیلی–اوانجلیستی، اسرائیل جایگاهی محوری دارد. تشکیل و تقویت اسرائیل، تسلط کامل بر اورشلیم و حذف تهدیدهای پیرامونی آن، مقدمات بازگشت مسیح تلقی میشود. به همین دلیل، حمایت ترامپ از اسرائیل نهتنها سیاسی، بلکه در نگاه انجیلیها اقدامی دینی و آخرالزمانی بود.
ایران در نگاه آخرالزمانی انجیلیها
در این سناریو، ایران جایگاه منفی و ویژهای دارد. بخشی از انجیلیها با استناد به تفاسیر خاصی از عهد عتیق (بهویژه اشاره به «فارس/پرشیا») ایران را یکی از بازیگران جبهه «شر» در نبرد نهایی میدانند.
از این منظر:
- ایران دشمن راهبردی اسرائیل است؛
- قدرت منطقهای ایران مانع تحقق «وعدههای کتاب مقدس» تلقی میشود؛
- و رهبری جمهوری اسلامی بهعنوان نماد مقاومت ایدئولوژیک در برابر نظم مطلوب انجیلیها دیده میشود.
این برداشتها الزاماً نظر شخص ترامپ نیست، اما فضای فکری تصمیمسازی اطراف او را شکل داده است.
سیاست فشار؛ همپوشانی سیاست و الهیات
راهبرد «فشار حداکثری» علیه ایران، خروج از برجام و تقابل آشکار با رهبری ایران، در این چارچوب فقط تصمیماتی ژئوپلیتیکی نبودند، بلکه برای پایگاه انجیلی ترامپ معنای دینی داشتند: تضعیف جبههای که در روایت آخرالزمانی، در برابر اسرائیل و اراده الهی ایستاده است.
جمعبندی
ترامپ را نمیتوان یک رئیسجمهور آخرالزمانباور به معنای اعتقادی دانست، اما او بهطور هوشمندانه بر موج الهیات آخرالزمانی انجیلیها سوار شد. در این روایت، اسرائیل مرکز تاریخ، ایران مانع تحقق وعدهها و ترامپ بازیگری است که باید مسیر را هموار کند.
نتیجه آنکه در سیاست آمریکا، بهویژه در قبال ایران، مرز میان دین، ایدئولوژی و سیاست بیش از هر زمان دیگری محو شده است.



