فراخوانهای ۲۵ و ۲۶ بهمن؛ تکرار سناریوی التهابسازی از بیرون مرزها

طی روزهای دیروز و امروز، جریان رسانهای نزدیک به رضا پهلوی با انتشار فراخوانهایی در فضای مجازی، تلاش کرده است با ترکیب تجمعات خارجی و تحریک برخی تحرکات در داخل کشور، تصویری ملتهب از شرایط اجتماعی ایران ارائه دهد.
به گزارش پاییگاه خبری اقتدار ملارد، همزمان با نزدیکشدن به ۲۵ و ۲۶ بهمن، جریان رسانهای همسو با رضا پهلوی با انتشار فراخوانهایی برای تجمع در شهرهایی چون مونیخ، لسآنجلس و تورنتو و نیز دعوت به شعارهای شبانه در برخی نقاط کشور، تلاش کرده است فضای رسانهای را تحت تأثیر قرار دهد؛ الگویی که طی سالهای اخیر بارها تکرار شده است.
بررسیها نشان میدهد این الگو بر دو محور استوار است: نخست، برگزاری تجمعات کمهزینه در خارج از کشور با پوشش رسانهای گسترده؛ دوم، تحریک تحرکات پراکنده در داخل با هدف تولید محتوا برای شبکههای اجتماعی و رسانههای معاند.
عملیات روانی به جای مطالبهگری
کارشناسان رسانه معتقدند دعوت به شعارهای شبانه، بیش از آنکه منجر به شکلگیری یک حرکت اجتماعی منسجم شود، کارکردی روانی و تبلیغی دارد؛ کارکردی که بر ساخت تصویر بحران و بازنشر گسترده آن تمرکز میکند. تجربههای پیشین نیز نشان داده است که این اقدامات نه به حل مسائل مردم منجر شده و نه دستاورد مشخصی در پی داشته است.
در این میان، رسانههای همسو با این جریان با بزرگنمایی برخی تصاویر محدود، تلاش میکنند آن را بهعنوان «حمایت گسترده» بازنمایی کنند؛ حال آنکه ارزیابیهای میدانی، تصویر متفاوتی ارائه میدهد.
فاصله امن فراخواندهندگان
نکته قابلتأمل آن است که صادرکنندگان این فراخوانها خارج از کشور حضور دارند و در قبال پیامدهای احتمالی آن مسئولیتی نمیپذیرند. این در حالی است که هرگونه التهاب میتواند مستقیماً امنیت روانی خانوادهها و آرامش عمومی جامعه را تحت تأثیر قرار دهد.
تحلیلگران معتقدند بیشترین مخاطب این فراخوانها جوانانی هستند که با انگیزههای احساسی وارد میدان میشوند، اما هزینههای احتمالی متوجه آنان و خانوادههایشان خواهد بود.
دوگانه امنیت آنسو، هزینه اینسو
برگزاری تجمع در شهرهای اروپایی و آمریکای شمالی با حمایت پلیس و امنیت کامل، در کنار دعوت به تحرکات پرریسک در داخل کشور، تناقضی آشکار است که ماهیت این فراخوانها را روشنتر میکند. به باور ناظران، این دوگانگی نشان میدهد هدف اصلی، بیش از آنکه پیگیری مطالبات باشد، تولید خوراک رسانهای و تشدید فشار سیاسی است.
ضرورت هوشیاری اجتماعی
در شرایط کنونی، افزایش سطح آگاهی عمومی و پرهیز از گرفتار شدن در سناریوهای هیجانی، ضرورتی انکارناپذیر است. خانوادهها و جوانان باید بدانند فراخوانهایی که از بیرون مرزها طراحی میشود، لزوماً با درنظر گرفتن منافع و امنیت آنان تنظیم نشده است.
جمعبندی آنکه فراخوانهای ۲۵ و ۲۶ بهمن را میتوان در امتداد پروژهای رسانهای ارزیابی کرد که با برجستهسازی التهاب و ناامنی، در پی اثرگذاری روانی بر جامعه است؛ پروژهای که سود آن برای طراحان خارجنشین و هزینهاش برای مردم داخل کشور خواهد بود.



