اخبار سیاسی

کارنامه سیاه پهلوی؛ از جدایی سرزمین‌های ایران تا نفوذ شبکه‌های بیگانه و تخریب بنیان‌های حیاتی کشور

بررسی اسناد تاریخی و تحلیل تصمیمات سیاسی دوران پهلوی نشان می‌دهد که این سلسله نه‌تنها در حفظ تمامیت ارضی و منافع ملی ایران ناکام ماند، بلکه با سیاست‌هایی پرهزینه، زمینه جدایی سرزمین‌ها، نفوذ بیگانگان در اقتصاد و سیاست، تخریب زیرساخت‌های بومی و تضعیف استقلال کشور را فراهم کرد؛ میراثی که آثار آن هنوز بر پیکر ایران باقی است.

رژیم پهلوی که با ادعای «نوسازی» و «تمدن بزرگ» بر ایران حاکم بود، در عمل کارنامه‌ای مملو از وابستگی، عقب‌نشینی و خسارت‌های جبران‌ناپذیر ملی از خود بر جای گذاشت؛ کارنامه‌ای که مرور آن نشان می‌دهد بسیاری از بحران‌های امروز کشور، ریشه در تصمیمات همان دوره دارد.

از برگزاری جشن‌های ۲۵۰۰ ساله با هزینه‌های نجومی و صحنه‌های آشکار فساد اخلاقی در حالی که بخش بزرگی از مردم در فقر به‌سر می‌بردند، تا پذیرش جدایی بحرین تحت فشار انگلیس، همگی بیانگر اولویت داشتن منافع دربار و قدرت‌های خارجی بر حقوق ملت ایران بود.

در کنار این موارد، واگذاری عملی بخش‌هایی از مناطق مرزی حساس از جمله آرارات کوچک و بی‌توجهی به حقوق تاریخی ایران در رود هیرمند، نشان داد که حکومت پهلوی حتی در دفاع از منابع حیاتی و امنیت بلندمدت کشور نیز اراده و استقلال لازم را نداشت.

همزمان، شواهد تاریخی حاکی از نفوذ سازمان‌یافته شبکه‌های وابسته به بیگانگان در اقتصاد، بانکداری، سیاست و مراکز تصمیم‌سازی رژیم پهلوی است؛ نفوذی که کشور را به‌شدت به خارج وابسته و مسیر توسعه مستقل ایران را مسدود کرد.

۱. جشن‌های ۲۵۰۰ ساله؛ نماد فساد و گسست حاکمیت از مردم

برگزاری جشن‌های ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی در سال ۱۳۵۰، در حالی که بخش بزرگی از مردم ایران با فقر، نابرابری و کمبود خدمات اولیه مواجه بودند، به نمادی از اسراف، فساد اخلاقی و فاصله عمیق دربار از واقعیت جامعه تبدیل شد. هزینه‌های هنگفت این مراسم، وابستگی کامل آن به شرکت‌ها و تشریفات غربی و حذف کامل مردم از این نمایش قدرت، یکی از نقاط اوج بی‌اعتنایی حکومت پهلوی به مطالبات ملی تلقی می‌شود.


۲. جدایی بحرین؛ واگذاری رسمی بخشی از ایران

تصمیم حکومت محمدرضا پهلوی در سال ۱۳۴۹ برای پذیرش جدایی بحرین، بدون برگزاری همه‌پرسی واقعی در داخل ایران، یکی از مهم‌ترین ضربه‌ها به تمامیت ارضی کشور بود. بحرین که قرن‌ها بخشی از خاک ایران محسوب می‌شد، در نتیجه فشارهای انگلیس و محاسبات سیاسی دربار، به‌راحتی از ایران جدا شد؛ اقدامی که از سوی بسیاری از مورخان به‌عنوان عقب‌نشینی آشکار در برابر قدرت‌های خارجی ارزیابی شده است.


۳. از آرارات تا هیرمند؛ واگذاری منافع حیاتی ایران

در دوره پهلوی، بخش‌هایی از مناطق مرزی ایران از جمله کوه‌های آرارات کوچک در شمال‌غرب کشور و همچنین حقابه تاریخی ایران از رود هیرمند عملاً از دست رفت. قراردادهای ناعادلانه با ترکیه و افغانستان، بدون دفاع جدی از حقوق ایران، موجب شد منابع حیاتی آب و موقعیت‌های راهبردی کشور تضعیف شود؛ مسأله‌ای که امروز در قالب بحران آب و تنش‌های زیست‌محیطی خود را نشان می‌دهد.


۴. نفوذ شبکه‌های وابسته و نقش‌آفرینی جریان‌های خاص

بر اساس بسیاری از تحلیل‌های تاریخی، در دوران پهلوی نفوذ گسترده عناصر وابسته به قدرت‌های خارجی در ساختار اقتصادی و سیاسی کشور شکل گرفت. حضور و نقش‌آفرینی برخی شبکه‌های خاص در بانکداری، تجارت خارجی، صنایع کلیدی و مراکز تصمیم‌سازی، وابستگی اقتصاد ایران به خارج را تشدید کرد و مسیر توسعه مستقل کشور را با اختلال جدی مواجه ساخت.


۵. نابودی قنات‌ها؛ ضربه‌ای پنهان اما ویرانگر

یکی از خسارت‌بارترین سیاست‌های توسعه‌نمای پهلوی، بی‌توجهی به نظام سنتی قنات‌ها و جایگزینی نادرست آن با الگوهای پرمصرف و وابسته بود. قنات‌ها که ستون فقرات مدیریت آب ایران طی هزاران سال بودند، در اثر سیاست‌های غلط، رهاسازی و تخریب تدریجی از بین رفتند؛ اتفاقی که بسیاری از کارشناسان آن را ریشه بحران خشکسالی و فرونشست زمین در ایران امروز می‌دانند.


۶. جمع‌بندی؛ میراثی پرهزینه برای ایران

کارنامه پهلوی، صرفاً مجموعه‌ای از اشتباهات فردی نیست، بلکه الگویی از حکمرانی وابسته، غیرپاسخگو و بریده از مردم را نشان می‌دهد؛ الگویی که نتیجه آن واگذاری سرزمین، تضعیف منابع حیاتی، نفوذ بیگانگان و از بین رفتن زیرساخت‌های بومی بود. بررسی این تجربه تاریخی، امروز بیش از هر زمان دیگری برای صیانت از استقلال، تمامیت ارضی و منافع ملی ایران اهمیت دارد.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا