حلقه سوم راکتور بوشهر؛ گواهی بر توان مهندسان ایرانی

در روزهایی که خبرها اغلب از تنش، اعتراض و هیجان تغذیه میشوند، بعضی اتفاقات بیصدا جلو میروند؛ نه تیتر میسازند و نه جنجال. این گزارش روایت همین اتفاقات است.
به گزارش پایگاه خبری اقتدار ملارد، امروز روایت سه اتفاق در سه شهر را میخوانید؛ بوشهر، چهارمحال و بختیاری و البرز. اتفاقهایی با موضوعات متفاوت، اما با یک نقطه مشترک؛ تصمیماتی که بیهیاهو گرفته شدهاند و اثرشان فراتر از زمان و مکان خودشان خواهد رفت.
*راکتور بوشهر یک مرحله جلوتر؛ روایت یک موفقیت فنی ایرانی
در جنوب کشور، کنار آبهای همیشه خلیج فارس، کاری انجام شد که شاید در نگاه اول فقط یک «عملیات فنی» به نظر برسد؛ اما اگر دقیقتر نگاه کنیم، روایت دیگری پشت آن نهفته است. در دل ساختمان راکتور واحد دوم نیروگاه اتمی بوشهر، حلقهای دیگر در جای خود نشست؛ حلقه سوم پوسته محافظ داخلی.قطعاتی غولپیکر که هرکدام وزن چند ده تن دارند، باید با دقتی میلیمتری کنار هم قرار میگرفتند؛ آن هم در شرایطی که بارانهای فصلی و بادهای شدید، کار را سختتر میکرد. با این حال، بعد از چهار هفته تلاش مستمر، متخصصان ایرانی این مرحله حساس را با موفقیت پشت سر گذاشتند. با نصب این رینگ، ارتفاع ساختمان راکتور به ۴۰ متر رسید؛ سازهای که فقط از بتن و فولاد شکل نگرفته، بلکه نتیجه سالها آموزش، تجربه و اعتماد به توان داخلی است. در میان قطعات این رینگ، دریچهای خاص برای انتقال تجهیزات سنگین قرار دارد؛ قطعهای ۱۴۰ تنی که نصب آن نیازمند تدابیر ایمنی ویژه و تمرکز کامل تیم اجرایی بود. کاری که انجام شد، بیسروصدا اما دقیق بود. نیروگاه هستهای بوشهر با استناد به آمار و ارقام، طی ۱۱ سال فعالیت مستمر، ۷۲ میلیارد کیلوواتساعت برق پاک و پایدار تولید کرده است؛ برقی که اگر قرار بود با نیروگاههای حرارتی یا گازی تولید شود، باید ۱۱۰ میلیون بشکه نفت مصرف میشد. اما حالا صرفه جویی معادل هشت میلیارد دلار در سوخت فسیلی برای ایران به همراه داشته.
اما اهمیت این خبر فقط در پیشرفت فیزیکی یک نیروگاه خلاصه نمیشود. انرژی هستهای برای ایران، صرفاً یک فناوری یا یک تأسیسات صنعتی نیست؛ مسیری است که از ذهن و اراده جوانان متخصص میگذرد. همانهایی که در سکوت کارگاهها و سایتهای فنی، دانشی پیچیده را به عمل تبدیل میکنند. اصلا شاید ساختمان راکتور با هر حلقه بلندتر شود، اما آنچه آینده این صنعت را میسازد، بالاتر از سازهها قرار دارد؛ در مغز و باور جوانانی که نشان دادهاند میشود در حساسترین حوزهها هم ایستاد، فهمید، ساخت و پیش رفت.
*سه اتفاق مهم در چهارمحال و بختیاری
در روزهایی که جریان خبر بیشتر از خیابانها میآید و ذهنها را درگیر کرده، برخی اتفاقات در پشت صحنه رخ میدهد بدون اینکه در تیتر رسانهها بیایند. چهارمحال و بختیاری در همین روزها، شاهد سه تصمیم متفاوت بود. تصمیماتی شخصی، اما با اثری عمومی. سه نفر، بیآنکه نامشان در جایی پررنگ شود، بخشی از دارایی خودشان را به وقف اختصاص دادند؛ دو قطعه باغ و یک واحد آپارتمان که با نیت عامالمنفعه ثبت شد تا کارکردشان از مالکیت فردی خارج شود و در اختیار جمع قرار بگیرد. این خبر در شرایطی منتشر میشود که فضای عمومی کشور بیش از هر چیز با اخبار تنش، اعتراض و ناآرامی شناخته میشود. با این حال، این سه وقف تازه، دقیقاً در دل همین فضا اتفاق افتاده است؛ نه جدا از جامعه و نه بیخبر از زمانه. مدیرکل اوقاف و امور خیریه چهارمحال و بختیاری میگوید که با اعلام ثبت این سه موقوفه جدید، تعداد موقوفات ثبتشده استان از ابتدای سالجاری تا امروز به ۱۵ مورد میرسد. عددی که شاید در آمارهای رسمی چندان بزرگ به نظر نرسد، اما وقتی در کنار شرایط اجتماعی همین سال قرار میگیرد، معنای دیگری پیدا میکند. دو باغی که میتوانستند فقط محصور بمانند و آپارتمانی که میشد صرفاً یک دارایی شخصی باشد، حالا نقش دیگری دارند؛ نقشی که قرار است در زمانهای مختلف، به کار افراد مختلف بیاید. در میان خبرهای پرتنش این روزها، ثبت این سه وقف، یادآور این واقعیت است که جامعه فقط آن چیزی نیست که در قابهای ملتهب دیده میشود. در لایههای عمیقتر، انتخابهایی در حال شکلگیری است که نه بر پایه واکنشهای لحظهای، بلکه بر اساس ماندگاری و منفعت جمعی گرفته میشود؛ انتخابهایی که شاید کمتر دیده شوند، اما آینده، آنها را حفظ میکند.
*اینبار دانشگاه البرز وارد ماجرا شد
بعضی خبرها نه آنقدر تلخند که همهجا بازنشر شوند و نه آنقدر پرهیجان که در صدر خبرها بنشینند؛ اما واقعیت این است که همین روایتهای آرام و کمصدا، اگر شنیده شوند، تصویر کاملتری از جامعه میسازند. مثل ماجرایی که بیسر و صدا در دانشگاه استان البرز اتفاق افتاد. دانشجوهای برخی دانشگاههای استان البرز، بدون آنکه ازدواج کرده باشند، پدر و مادر شدهاند. نه شناسنامهای در کار بوده و نه مسئولیتی حقوقی؛ اما نامشان حالا در زندگی کودکانی ثبت شده که بیش از هر چیز به حضور یک حامی نیاز دارند. ماجرا به طرحی برمیگردد با عنوان «جوان آیندهساز»؛ طرحی که مسیرش از کلاس درس نمیگذرد، بلکه به زندگی ایتام و فرزندان محسنین میرسد. در قالب این طرح، دانشجویان داوطلب، سرپرستی معنوی یک یا چند کودک را بر عهده میگیرند؛ مسئولیتی که از تأمین بخشی از هزینههای معیشتی و تحصیلی شروع میشود و گاهی به پیگیری وضعیت آموزشی یا دلگرمیهای ساده ختم میشود. از ابتدای اجرای این طرح، ۱۱۰۰ دانشجوی البرزی به آن پیوستهاند. مشارکتی که نه با هیاهو همراه بوده و نه به شکل یک حرکت نمایشی جلو رفته است؛ بیشتر شبیه تصمیمی شخصی که در سکوت گرفته شده و قرار است در طول زمان اثر خودش را بگذارد.
رضا البرزی، مدیرکل کمیته امداد امام خمینی (ره) استان البرز، میگوید که حضور دانشجویان در این طرح، فقط کمک مالی نیست؛ برای فرزندان تحت حمایت، دانستن اینکه کسی در جایی از این شهر پیگیر حال آنهاست، خودش یک پشتوانه است. به گفته کمیته امداد استان البرز، اجرای طرح «جوان آیندهساز» با همراهی دانشگاهها ادامه خواهد داشت تا امکان مشارکت دانشجویان بیشتری فراهم شود؛ مشارکتی که از انتخاب فردی آغاز میشود و به مسئولیتی اجتماعی میرسد. دانشجویان علاقهمند میتوانند برای پیوستن به این طرح، با ارسال عدد ۲۶ به سرشماره ۳۰۰۰۳۳۳۳ یا مراجعه به سامانه اکرام به نشانی ekram. emdad. ir اقدام کنند.



